برگی از تاریخ معاصر ایران
برگی از تاریخ معاصر ایران 
Foto: reproduction, (c) K.Alidusti

من لم یشک لم ینظر

 عبارت عربی بالا از زبان محمد غزالی استاد معروفترین دانشگاه جهان، نظامیه بغداد،  در هزار سال پیش است : "هر کس شک نکند به یک نظر معقول نمیرسد". این مفهوم را با حرفهای خمینی و روحانیت روز مقایسه کنید تا دریابید که  روحانیت ایران در این ده قرن  " ترقی معکوس" کرده است. نمایش این قیاس  دلیل آغاز دفتر با عبارت عربی بود. با مغذرت 

کمتر از سه قرن پس از رژیم خون آشام صفوی که مجوز خودکامگیها، خونریزیها، شکنجه ها و سایر جنایات خویش را اخد از ائمه ی شیعه قلمداد میکرد و زمینه را برای سلطنت شاهان سفاک، واپسگرا  و متعصب قاجار و با آن برای تضمین عقبماندگی ملت در آینده آماده ساخت، روحانیتِ شعبه " استبداد دینی " توانست دوباره بنام دین  جنبش پاک تودههای رنجکشیده را به بیراهه بکشاند و دیو  زور، زر ، جور و  ظلم و فساد را در پوششی دیگر بر آنها مسلط نماید

آشکار است که ما این شکست ملی را از جمله مدیون بیخبری از تاریخ  میهن خویش هستیم. گرچه ائتلاف دو استبداد "دینی" و "دنیایی" همواره در طول تاریخ ایران اسلامی  سود خویش را در "استحمار" توده ها دیده و مانع روشنی آنها شده، ولی به هیچ وجه بار مسئولیت در برابر خویشتن ، میهن و هم میهن را از روی دوش ما برنداشته است. هر ایرانی میهن دوست و مسئولی امروز موظف است در راه رهائی ملت از زیر بار خودکامگیهای طاقت فرسای " ولایت فقیه" و رساندن آن به حقوق پایمال شده ی خود، بویژه یافتن آزادیهای لازم که از پیشنیازهای آفرینندگی ، پیشرفت، رسیدن و پیوستن به قافله تکامل است یاری دهد، چه این قافله در انتظار خفتگان نمیماند، بلکه آنها را بدست فراموشی میسپارد، همانگونه که مللی چون آشور، بابل و مصر آفریقائی، نه مصر عرب زبان،  را برای همیشه فراموش کرد

من شخصا از اینکه بسیاری از حوادث کشورمان ، حتی حوادث تاریخ معاصر،  بقلم ایرانیان شاهد و معاصر بموقع نگاشته نشده اند و  با آن آیندگان را  وابسته به آرا و سرچشمه های خارجی نموده اند و یا از دقت کافی برخوردار نیستند رنج میبرم. گمان ندارم که هیچ خردمندی خشنود باشد از اینکه مثلا تا امروز، پنچاه سال پس از جنبش ملی ایرانیان برهبری دکتر مصدق و در دهه دوم قرن بیست و یکم، هنوز مقام واقعی دکتر مصدق در تاریخ میهن بخوبی مشخص نشده  و هیچ توافقی بین مخالف و موافق پیدا نشده است. از این روی خمینی توانست شیخ نوری را صریحا در جامعه و اذهان توده ها جانشین مصدق نماید و به خیانات خود ریشه تاریخی بخشد، بدون این که فریاد حق طلبانه یی برخیزد .  البته شک ندارم که تنها کمبود منابع واجد ویژگیهای پیشگفته دلیل این امور نیستند: در کشور ما هنوز قصه بیشتر از تاریخ، قصاص بیشتر از مورخ و نقل بیشتر از عقل مورد پسند قرار دارند، چون آموختنشان  وقتگیر، نیازمند دقت و دود چراغ خوردن و با آن مخل آسایش نیست . در ضمن باور به سرنوشت از پیش تعین و تعریف شده مانع درک اهمیت تاریخ در پیشگیری از تکرار حوادث زیانبخش و شناخت شرایط مناسب برای آفرینش حوادث سودبخش  شده است

من، یک شاهد عینی انقلاب اسلامی،  برای نگهداری چونیها و چرائیهایِ جنبشهای مردم ایران  برای نسلهای جوان امروز و آینده بنگارش این دفتر اقدام نمودم و آنرا " آنینه ی اهم اندیشه های سیاسی ایرانیان در یک سده ی گذشته " نامیدم. کاملا آگاهم به این که در این دفتر نه از همه ی سیاسی اندیشان این دوره یاد  و نه به همه ی اندیشه های سیاسی آن پرداخته شده است. سبب آن این است که اولا تمام آنها متنی از خود بجای نگذاشته اند دوما چنانچه متنی هم میبود، پرداختن به آنها از حوصله ی این کتاب بیرون میبود و بالاخره برخی از اندیشه های ساسی کاملا وارداتی بودند و در فرهنگ ما ریشه نداشتند، گرچه " مشروطه " نیز از اندیشه های غرب بود، ولی نظام مورد بحث آن در میهن ما کهنترین ریشه ها را داشت و با فرهنگ ما درآمیخته بود. با این وجود باور دارم که نمونه های مناسبی برای هدف دفتر برگزیده شده، چون میان آنها از نمونه های کاملا دنیائی تا کاملا مذهبی و واپسگرا بچشم میخورند

از این نرنجیم که در اینجا به اندیشه های نویسندگان اسلامی، حتی خمینی، پرداخته ام!  این قشر بیش از هر توده یِ دیگرِ جامعه تا امروز سرنوشت کشور و مردم را تعین و تعریف کرده است. از این روی باید یافتن راه مبارزه پیروزمندانه با آنها را هدف قرار داد. تنها کم خوانی و ناچیز گرفتن آنها دردی را درمان نمیکند،  پریروز انقلاب مشروطه را به بیراهه بردند، بعد مصدق را با شکست روبرو نمودند و دیروز بجای " ما " با سلام و صلوات بر مسند قدرت نشستند و به ریش ما خندیدند. تنها راه رهائی از چنگ این دیو دژخیم در گرو شناخت آن و فراهم آوردن راه و ابزار مبارزه متناسب با آن شناخت است. آنچه ما امروز و پدران ما دیروز کشیده اند بی ارتباط با اندیشه ها، کردار و توصیه های این گروه ناپاک و اهریمنی نبوده و نیست. اگر بخواهیم که نوادگان ما در آینده از این خرمن زهرآگین سهمی نبرند، باید ره شناخت آنها را "چه شیرین و چه تلخ" گام به گام و با دقت تمام بپیمائیم . اگر تاریخ صفویه و روحانیون وارداتی آن از لبنان و سایر ملل عرب را، نطفه فتنه را،  تحت عنوان خیانات و جنایات روحانیت شیعه آموخته بودیم، همانگونه که واقعا بوده است، به روحانیت آنقدر اعتبار نمیدادیم و اعتماد نمیکردیم  و یا چنانچه نگاهی به " ولایت فقیه " خمینی افکنده بودیم، به پوچی اندیشه های آن فرتوت پی برده، دوباره گول " تقیه"های دجال زمان  را نخورده  و این گروه مکروه را بر خود سوار ننموده بودیم. باید از خود بپرسیم از چه راهی جز نگارش و نمایاندن فراورده های مغز آنها به مردم میتوانیم مشت تهی آنها را برای تودههای مؤمن بگشائیم ؟ اینها مدعی " علم" هستند، خود را عالم میپندارند و به اتکای این خرافه خود را بر توده ارجح میدانند . از چه راهی جز نوشتن میتوانیم امروز خرافه بودن این ادعا را به مؤمنانی که هنوز درازی ریش و میزان ریا را ضابطه ی گزینش  ریاست جمهوری و نمایندگی مجلس و .... میپندارند نشان دهیم؟ نگاهی به شمار آرای داده شده در آخرین انتخابات افکنید، تا دریابید که احساس " ملایان بزودی خواهند رفت" که در محدوده ی جمعیتهای بسته و از نظر شمار محدود، بویژه در بیرون از مرزها که اغلب "از دور دستی برآتش دارند" ایجاد میگردد، کاذب و هنوز یک آرزوی کاملا بجا بیش نیست . پیروز باشید

 

 

 

 

 

 

Druckversion Druckversion | Sitemap
© Kyrosch Alidusti